چهارشنبه 12 فروردین ماه سال 1388 ساعت 03:38 AM
سلام سلام سلام
امیدوارم تعطیلات عید به همهتون خوش گذشته باشه . آٍقا نمی دونی شمال چه هوایی بود ماه
من تازه امروز برگشتم سارا گفت دو روز می مونه بعد میاد ولی حتما یه سر سمت اسالم و تالش و به قول محلی ها 57 برید خیلی باحاله ، مردش ، مردش رو که دیگه نگو خون گرم صمیمی بی ریا ، ساحل گیسوم که اصلا شاهکار منطقه بود اگه کسی خواست بره اون ورا یه زنگی چیزی بزنید یه پاتوق توپ بهتون معرفی کنم مال رفقاس می گم قیمت رو باهاتون دوبل حساب کنه حاصه آقا بهبود گلی خانوم سرتون کلاه رفت نیومدید حالا سارا میاد از اون بپرسید
اما کار امروز بخش داستان که سر جاشه اما بخش دانلود یه تغییر کوچولو داره می خوام تو آهنگم بذارم آهنگای در حد بترکون خوراک ماشین و پارتی فقط نیما اما بخش ادبی هم ... اون رو دیگه خودتون بخونید حالشو ببرید راستی نظرات خود را sms کنید حتما می خوام ببینم سبک جدید مدیرتم خوبه یا نه
آقا این عروسی هم موذلی شده قدیما این روز برای عروس و دوماد یکی از بهتر خاطرات عمر محسوب می شد ولی تو این زمونه ی گوشت کیلویی 10000 تومن و گرونیه رون و سنیه این واقعه تبدیل شده یکی از بهترین مکان ها برای پز دادن و چشم تو هم چشمی که مثلا عروسی ما فلان ملیون خرج داشت بیچاره داماد که پس اندازه عمرشو باید بده تا یه عروسی مثلا با کلاس برگدار کنه ف تازه برای این که کارا زود و درست انجام بشه باید به حمالی هم بیوفته حالا اگه خوش شانس باشه به همین ختم بشه وگر نه که باید عصاب خوردیه کارشکنی های معول و تاخیرات همیشگی رو تحمل کنه .
دیگه از توصیف وضعیت عروس خانوم بگذریم که این جای آرایشم کج شد ، این دختره هم که اومده ، وا دیدی وقتی داشتن مهریه رو می خوندن فخری چه پوزخندی زد.
حالا با این وضع انتظار می ره وقتی عروس دوماد شب که می رن خونه خوشحال باشن،آخه خانوم عزیز ،آقا محترم کی گفته هر چی شروع یه زندگی پر خرج تر و پر زرق و برق باشه زندگیه بهتری در پیش دارید .
تو همین تطیلات عید من تو یکی از شهرهای شمالی مهمون یکی از دوستان بودم که به سبب لطفی به داشت چند تا عروسی هم دعوت شدم شاید باور نکنید ولی خرج این 5-6 تا عروسی به 7میلیون نرسید ولی در عوضش دو روز قبل از عید جشن یکی دوستان بود در کباده ی روشن فکری می کشه و خانومش که دستی بر آتش داره این آقا یه عروسی بی مزه گرفت براش حدود 20 تومن آب خورد البته اگه خرج کرایه ماشن 6 در و فراگ و مبلغ عجیب و غریب آرایش عروس رو فاکتور بگیریم
به نظر شما بهتر نیست که پول به جای این که یه شبه به سینه جهنم بکوبه به یه زخمی بزنه؟
نمی دونم چرا امشب به سرم زده از تو بگم شاید به خاطر صدای گریه کودک شب زده ای باشه که به گوش می رسه . اخه تنها محرم دونه های اشک من تو بودی ؛ احتمالا این بچه هم بی تاب کسی است که آرامش کند. اما اگر تو این جا بودی اگر دو چشم سیاحت این جا بود آن دو چشمی که تمام اسرا جهان ، حداقل اسرار جهان من در آن دو تیله مشکی ریخته شده ، دیگر نه صدای تیک تاک ساعت ، نه صدای زاری آن کودک مرا بی خواب نمی کرد
کاشکی ...
انگار جوهر زندگی این یکی هم به آخر خودش نزدیک می شه و نمی توانم این یکی را هم تمام کنم با این می شود پنچمین خودکاری که تو این ماه مانند عمر من برای تو رو کاغذ تلف می شه ، نمی دونم که چرا انقدر از تو می نویسم ولی می دونم که با زدن حرفای دلم آروم می شم
بازم فکر تو نمی ذاره بخوابم بازم این ساعت لعنتی بازم صدای خور و پف کسایی که اگه دنیا رو آب ببره این جماعت رو خواب می بره.
راستی راستی خوش به حالشون چون من که بی خوابی عادت کردم تا صبح صد بار عمرم به ته می رسه اونا تا شروع فردایی تازه یک ثانیه بیشتر فاصله ندارن می دونم تو هم الان که این رو می نویسم تو خواب راحتی اما من دیگه نمی تونم بخوابم چون فقط تو آغوش گرم تو از غم و قصه آزاد می شم و خوابم می بره
تیک تاک ، تیک تاک . مزاحم ترین صدایی که تا حالا شنیم تمام مدت تو مغزمه هر چی می خوام بهش فکر کنم نمی شه اما صبر کن این می تونه قشنگ ترین ترانه ای باشه تا حالا نواخته شده اگه هر کدوم از این ثانیه هایی که می ره به معنی این باشه که من یه قدم به رسیدن به تو نزدیک می شم من حاضر تا هر لحظه به اون گوش بدم . عجیبه انگار پلکام سنگین شده این صدا انگار داره برام لالایی می خونه . شب به خی
امیدوارم تعطیلات عید به همهتون خوش گذشته باشه . آٍقا نمی دونی شمال چه هوایی بود ماه
من تازه امروز برگشتم سارا گفت دو روز می مونه بعد میاد ولی حتما یه سر سمت اسالم و تالش و به قول محلی ها 57 برید خیلی باحاله ، مردش ، مردش رو که دیگه نگو خون گرم صمیمی بی ریا ، ساحل گیسوم که اصلا شاهکار منطقه بود اگه کسی خواست بره اون ورا یه زنگی چیزی بزنید یه پاتوق توپ بهتون معرفی کنم مال رفقاس می گم قیمت رو باهاتون دوبل حساب کنه حاصه آقا بهبود گلی خانوم سرتون کلاه رفت نیومدید حالا سارا میاد از اون بپرسید
اما کار امروز بخش داستان که سر جاشه اما بخش دانلود یه تغییر کوچولو داره می خوام تو آهنگم بذارم آهنگای در حد بترکون خوراک ماشین و پارتی فقط نیما اما بخش ادبی هم ... اون رو دیگه خودتون بخونید حالشو ببرید راستی نظرات خود را sms کنید حتما می خوام ببینم سبک جدید مدیرتم خوبه یا نه
آقا این عروسی هم موذلی شده قدیما این روز برای عروس و دوماد یکی از بهتر خاطرات عمر محسوب می شد ولی تو این زمونه ی گوشت کیلویی 10000 تومن و گرونیه رون و سنیه این واقعه تبدیل شده یکی از بهترین مکان ها برای پز دادن و چشم تو هم چشمی که مثلا عروسی ما فلان ملیون خرج داشت بیچاره داماد که پس اندازه عمرشو باید بده تا یه عروسی مثلا با کلاس برگدار کنه ف تازه برای این که کارا زود و درست انجام بشه باید به حمالی هم بیوفته حالا اگه خوش شانس باشه به همین ختم بشه وگر نه که باید عصاب خوردیه کارشکنی های معول و تاخیرات همیشگی رو تحمل کنه .
دیگه از توصیف وضعیت عروس خانوم بگذریم که این جای آرایشم کج شد ، این دختره هم که اومده ، وا دیدی وقتی داشتن مهریه رو می خوندن فخری چه پوزخندی زد.
حالا با این وضع انتظار می ره وقتی عروس دوماد شب که می رن خونه خوشحال باشن،آخه خانوم عزیز ،آقا محترم کی گفته هر چی شروع یه زندگی پر خرج تر و پر زرق و برق باشه زندگیه بهتری در پیش دارید .
تو همین تطیلات عید من تو یکی از شهرهای شمالی مهمون یکی از دوستان بودم که به سبب لطفی به داشت چند تا عروسی هم دعوت شدم شاید باور نکنید ولی خرج این 5-6 تا عروسی به 7میلیون نرسید ولی در عوضش دو روز قبل از عید جشن یکی دوستان بود در کباده ی روشن فکری می کشه و خانومش که دستی بر آتش داره این آقا یه عروسی بی مزه گرفت براش حدود 20 تومن آب خورد البته اگه خرج کرایه ماشن 6 در و فراگ و مبلغ عجیب و غریب آرایش عروس رو فاکتور بگیریم
به نظر شما بهتر نیست که پول به جای این که یه شبه به سینه جهنم بکوبه به یه زخمی بزنه؟
ادبی(این بخش فقط برای تو زدم چون می دونم هنوز گاهی این ورا میای)
سرم را در آغوش گرم خودت می گرفتی ، باز تا خود صبح سنگ صبورم می شدی ولی تو این چند وقته که رفتی دیگر یاد گرفتم که چطور درد دلم رو برای کاغذ بگم ، مثل تو مهربان نیست ولی اعتراض هم نمی کند .نمی دونم چرا امشب به سرم زده از تو بگم شاید به خاطر صدای گریه کودک شب زده ای باشه که به گوش می رسه . اخه تنها محرم دونه های اشک من تو بودی ؛ احتمالا این بچه هم بی تاب کسی است که آرامش کند. اما اگر تو این جا بودی اگر دو چشم سیاحت این جا بود آن دو چشمی که تمام اسرا جهان ، حداقل اسرار جهان من در آن دو تیله مشکی ریخته شده ، دیگر نه صدای تیک تاک ساعت ، نه صدای زاری آن کودک مرا بی خواب نمی کرد
کاشکی ...
انگار جوهر زندگی این یکی هم به آخر خودش نزدیک می شه و نمی توانم این یکی را هم تمام کنم با این می شود پنچمین خودکاری که تو این ماه مانند عمر من برای تو رو کاغذ تلف می شه ، نمی دونم که چرا انقدر از تو می نویسم ولی می دونم که با زدن حرفای دلم آروم می شم
بازم فکر تو نمی ذاره بخوابم بازم این ساعت لعنتی بازم صدای خور و پف کسایی که اگه دنیا رو آب ببره این جماعت رو خواب می بره.
راستی راستی خوش به حالشون چون من که بی خوابی عادت کردم تا صبح صد بار عمرم به ته می رسه اونا تا شروع فردایی تازه یک ثانیه بیشتر فاصله ندارن می دونم تو هم الان که این رو می نویسم تو خواب راحتی اما من دیگه نمی تونم بخوابم چون فقط تو آغوش گرم تو از غم و قصه آزاد می شم و خوابم می بره
تیک تاک ، تیک تاک . مزاحم ترین صدایی که تا حالا شنیم تمام مدت تو مغزمه هر چی می خوام بهش فکر کنم نمی شه اما صبر کن این می تونه قشنگ ترین ترانه ای باشه تا حالا نواخته شده اگه هر کدوم از این ثانیه هایی که می ره به معنی این باشه که من یه قدم به رسیدن به تو نزدیک می شم من حاضر تا هر لحظه به اون گوش بدم . عجیبه انگار پلکام سنگین شده این صدا انگار داره برام لالایی می خونه . شب به خی

